FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 23 بهمن ماه سال 1386

- این شعر هیچ مخاطب خاصی نداره -

 

دوستت دارم

همچنان که مادران کودکانشان را

دوستت دارم

همچنان که کودکان مادرانشان را

دوستت دارم

همچنان که آسمان اولین ستاره اش را

دوستت دارم

همچنان که

                   تو مرا !

انتظار
چهارشنبه 17 بهمن ماه سال 1386

 

 

بیهودگی زمان

خستگیهای مدام

.......

این دور چندم است

که زمین چرخید

و تو نیستی ؟ !

باور کن خسته ام

از این فصلها که بی تو گذشت

از این معجزه ها

که نمی کنی و

من هنوز منتظرم !

.....

تو فکر میکنی پنجره ها

رو به رویتی تازه

باز می شوند ؟

.....

این ستاره ها نقره ای نیستند

ماه را

برای من بیاور .

 

 

حکایت ..
پنجشنبه 4 بهمن ماه سال 1386

       

 

میخواهم داستان زندگیم را برایتان بگویم

تا شما نیز بدانید که روزی روزگاری شخصی بود به نام من :

یکی بود ، یکی نبود ...... 

........

با درد کشان هر که در افتاد بر افتاد
پنجشنبه 4 بهمن ماه سال 1386

 

آدمها برای اثبات حقارتشون کارای زیادی میکنن که یکی از اونها زیر آب زنیه یعنی با تخریب موقعیت دیگران سعی میکنن موقعیت خودشونو تثبیت کننن .

گالان اوجا میگفت درافتادن با حقیر ، حقارت می آورد .

توی پرانتز :

* کار امسال و پارسالت که نیست ، من که میدونم هزار جای وجودت واسه چی آتیش گرفته !

* آخه مردک اگه منم از ترفندهای دخترانه خودم استفاده کنم که هیچ احمقی حق رو به تو نمی ده . همینطور که تا حالا نداده.....

* بر خرمگس معرکه صلوات ! تو این گیر و دار تو دیگه چی میگی ؟ بابا قبول تو خیلی خوشگلی بچه ها فقط اینو نیگا کنین !!

* من رسما به آستانه انفجار رسیدم .

آوارگی کوه و بیابانم آرزوست /

 

رهایی ...
دوشنبه 1 بهمن ماه سال 1386

 

پشت ترافیک کلان شهر قلبت گم شده بودم . در ازدحام آدمهای بی سر و ته !

آه ...... اینهمه آلودگی آزارم میدهد !

من هوای پاک میخواهم !